معنی موضعة
7 بازدید
[ ضِ عَ ] (ع ص) ماده شتری که در کنار آب گیاه ترش می چرد و پیوسته بر آن است: ابل موضعة. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). موضع.[ مَ ضِ عَ ] (ع اِمص) مهر و دوستی و محبت، گویند: فی قلبه موضعة و موقعة. (منتهی الارب) (از تاج العروس) (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «موضعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر