معنی موسیان

معنی واژه موسیان

6 بازدید
(اِخ) دهی است مرکز بخش موسیان شهرستان دشت میشان واقع در ۱۵۰ هزارگزی سوسنگرد با ۴۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمهٔ گریزان و راه آن ماشین رو است. بخشدار و نمایندهٔ دارایی در این ده برقرار است و ساکنان آن از طایفهٔ دیناروند هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) نام یکی از بخش های شهرستان دشت میشان است. این بخش در شمال باختری سوسنگرد واقع شده و موقعیت طبیعی آن دشت و هوایش گرمسیری است و در تابستان به ۵۸ درجه می رسد. این بخش از ۱۵ ده بزرگ و کوچک و جمعیتی در حدود ۵۰۰۰ تن تشکیل شده و از دیه های مهم آن: عین صوله، جزیرات، دال پری را می توان نام برد. آب آن از چشمه و چاه تأمین می گردد. و صنایع دستی زنان عبا و جاجیم بافی است. راههای دیه ها در تابستان اتومبیل رو است و مرکز آن موسیان می باشد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
(اِخ) دهی است از دهستان اشترجان بخش فلاورجان شهرستان اصفهان واقع در ۲ هزارگزی خاور فلاورجان با ۱۳۱ تن سکنه. آب آن از زاینده رود و راه آن ماشین رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۱۰).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید