معنی موروثی
7 بازدید
[ مَ ] (ص نسبی) آنچه به ارث رسیده باشد و مال موروث. ضد مکتسبی. (ناظم الاطباء). ارثی. به ارث رسیده. از راه ارث رسیده، مقابل مکتسب. (از یادداشت مؤلف): ملک موروثی پدرخواستند. (گلستان). در واقع او را بهادری و پهلوانی موروثی بود. (ظفرنامهٔ یزدی). و رجوع به موروث شود. || مادرزاد. خلقی: مرض موروثی. خلق و خوی موروثی. (از یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موروثی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ثی» برای سرودن شعر