معنی مورهزن
3 بازدید
[ رَ / رِ زَ ] (نف مرکب) زنگ زدا. (نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۳۹۸ ذیل ترجمهٔ ابوالعباس موره زن بغدادی). صیقلی. صاقل. روشنگر. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «مورهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر