معنی موره
8 بازدید
[ رَ ] (اِ) در عبارت زیر ظاهراً موره نمد و یا نوعی گستردنی باشد که از پشم بافته باشند: همه یک نوبت به طرف سلطان شست گشودند... در آن حالت موره که بر آن نشسته بود آن را سپر کرد و تیر بر بازوی سلطان رسید. (تاریخ فیروزشاهی به نقل مجیرة). صبح فرمود که لشکر نرگه کشند و خود بر موره نشسته معدودی در گرد او. (تاریخ فیروزشاهی به نقل مجیرة).
کلمات همقافیه با «موره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر