معنی مودعه
6 بازدید
[ دَ عَ ] (ع ص) سپرده شده. (غیاث) (آنندراج). || کاشته شده. زراعت شده : تو بکردی او بکردی مودعه زان که ارض اللََّه آمد واسعه.مولوی. و رجوع به مودع شود.
کلمات همقافیه با «مودعه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عه» برای سرودن شعر