معنی موجدة
8 بازدید
[ جِ دَ ] (ع ص) مؤنث موجد، بدید آورنده. آفریننده. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به موجد شود. - علت موجدة؛ مقابل علت مبقیه. (یادداشت مؤلف). علتی که سبب پیدایش چیزی است. رجوع به علت شود.[ مَ جِ دَ ] (ع مص) خشم گرفتن بر کسی. وجد. (منتهی الارب). جدة. (منتهی الارب). خشم گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). رجوع به وجد شود.
کلمات همقافیه با «موجدة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دة» برای سرودن شعر