معنی موث
9 بازدید
[ مَ وَ ] (ع مص) مَوَثان. (منتهی الارب). آمیخته شدن چیزی در آب. (ناظم الاطباء). مرث. (از المصادر زوزنی). و رجوع به مرث شود. || در آب سودن چیزی را. (از آنندراج). انمثاث. آمیختن و سودن چیزی در آب. (ناظم الاطباء). اندر آب آغشتن. (دهار) (تاج المصادر بیهقی). || درآمیختن چیزی را. (منتهی الارب). درآمیختن. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «موث»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وث» برای سرودن شعر