معنی موتون
14 بازدید
[ مَ ] (ع ص) نعت مفعولی از وتن. مردی که بریده بود رگ جان او. آن که جراحت بر رگ وتین وی رسیده باشد. (ناظم الاطباء). آن که وتین یعنی رگ درونی ملاصق قلب او مورد اصابت قرار گرفته باشد. (از اقرب الموارد). بر وتین زده شده که رگ دل است. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «موتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر