معنی موتوری
4 بازدید
[ مُ تُ ] (ص نسبی) منسوب به موتور. || آنچه دارای موتور است. || آنکه دارای موتور است. موتوردار. || موتورسوار. کسی که سوار موتوسیکلت باشد. و رجوع به موتوسیکلت شود.
کلمات همقافیه با «موتوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر