معنی موتورسوار
5 بازدید
[ مُ تُ سَ ] (ص مرکب) موتوری. راکب موتوسیکلت. موتوسیکلت سوار. آنکه سوار موتوسیکلت باشد.
کلمات همقافیه با «موتورسوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر