معنی موبدی
7 بازدید
[ بَ ] (حامص) موبد بودن. شغل موبد. مقام پیشوایی دین زرتشتی. (یادداشت مؤلف): منم گفت با فرهٔ ایزدی همم شهریاری و هم موبدی.فردوسی. وین طرفه که موبدی گرفته ست بر یک دو کشیش رنگ کشخان.خاقانی. و رجوع به موبد شود. || (ص نسبی) منسوب به موبد چنانکه مقام موبدی و جامهٔ موبدی و رای موبدی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «موبدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر