معنی موبدان موبد

معنی موبدان موبد

8 بازدید
[ بَ بَ ] (اِ مرکب) موبد موبدان. رئیس موبدان. دارندهٔ عالیترین مقام روحانی در دین زرتشتی. (از یادداشت مؤلف). قاضی القضاة مجوس. (مفاتیح). یعقوبی فهرست صاحبان مناصب را در عهد یزدگرد اول (نیمهٔ اول قرن پنجم میلادی) چنین آورده است: بلافاصله بعد شاهنشاه اسم «وزرگ فرماندار» سپس «موبدان موبد»، بعد از او «هیربدان هیربد»، و آن گاه «دبیربد» و از آن پس از «سپاه بذ» که یک نفر «پاذگوسپان» در تحت فرماندهی خود داشته است. اما مسعودی در کتاب التنبیه فهرست صاحبان مناصب را در اواسط قرن پنجم یعنی عهد یزدگرد دوم چنین می آورد: ۱ -موبدان موبد (که معاون او هیربدان هیربد بوده). ۲ -وزرگ فرماندار. ۳ -سپاهبد. ۴ - دبیربد. ۵ -هتنخشبد که واستریوش بد نیز می خوانده اند. (از ایران در زمان ساسانیان ص ۲۸۹). رئیس همهٔ موبدان که منزلت پاپ زردشتیان داشت موبدان موبد بود. اولین دفعه که ما چنین صاحب مقامی را می شنویم، آن جایی است که اردشیر شخصی را که ظاهراً ماهداد نام داشته به مقام موبدان موبدی نصب کرده است شاید این مقام پیش از اردشیر هم بوده است لیکن اهمیت آن از وقتی بالا گرفت که دین مزدیسنی در کشور ایران صورت رسمی یافت. پس از این شخص نام چندین تن از موبدان موبدهای بزرگ را در دست داریم یکی بهگ و دیگر جانشین او آذربذی مهر سپندان که در عهد شاپور دوم می زیسته است. بعد از او مهروراز و مهراگاوند و مهرشاهپور و دیگر آزادشاد که در زمان خسرو اول این مقام را داشته است. ریاست عالیهٔ همهٔ امور روحانی با موبدان موبد بود که در جمیع مسایل نظری دین و اصول و فروع عملی آن فتوی می داد و سیاست روحانی را در دست داشت. بی شبهه موبدان موبد حق عزل و نصب مأمورین روحانی را دارا بوده، ولی بنابر ظواهر امور شخص او را پادشاه به این مقام نصب می کرده است. از اختیارات او یکی آن است که اگر در بعضی نواحی نسبت به دین رسمی کشور مخالفتی برمیخاست و بنابر رسم زمان محکمهٔ خاصی برای تحقیق و تفتیش امر دایر می شد شخص او نیز در آن محاکمه دخالت تام می یافت. شاه در جمیع مواردی که با مذهب تماس داشت رای موبدان موبد را می خواست. این شخص از آنجا که هادی معنوی و مشاور روحانی سلطان بود، در تمام شؤون کشور نفوذ فوق العاده داشت. تشریفات مذهبی که مستلزم اطلاع و تجربهٔ مخصوص بود در معابد به وسیلهٔ هیربدان اجرا می شد. خوارزمی معنی لفظ هیربد را «خادم آتش» گفته است. در بعضی ادوار عهد ساسانی رئیس کل هیربدان، هیربدان هیربد، بعد از موبد بزرگ (موبدان موبد) قرار داشته است. مغان اندرزبد (مگوگان اندرزبد) «آموزگار مغان»، یکی از عناوین موبدان موبد بوده است. (از ایران در زمان ساسانیان صص ۱۳۶ - ۱۴۱): همان موبدان موبد و بخردان بزرگان و کارآزموده ردان.فردوسی. بفرمود تا هرکه بد دادجوی سوی موبدان موبد آورد روی.فردوسی. ابا موبدان موبد تیزویر به نزدیک میدان رسید اردشیر.فردوسی. به روزگار دوشنبد نبید خور به نشاط به رسم موبد پیشین و موبدان موبد. منوچهری. و رجوع به موبد شود.

کلمات هم‌قافیه با «موبدان موبد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید