معنی موانید
4 بازدید
[ مَ ] (معرب، اِ) جمع عربی مانید، پس افتاده ها. بقایا. بقایای خراجی و مالیاتی سالهای گذشته. موانیذ. (یادداشت مؤلف): گویند که او را از برای آن به قم فرستاده بود تا بقایای سالهای گذشته که آن را موانید می خوانند... استیفای آن نماید. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۱۰۲). پس رشید نامه ای نوشت... در طلب کردن بقایای سالهای گذشته از خراج و بقایا به اصطلاح ایشان موانید گفته اند. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۲۹). مجموع اموال از مردم هر مملکتی بستد... و این سال را سال موانید نام نهادند یعنی سال بقایا. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۳۰). و رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «موانید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر