معنی موانع
5 بازدید
[ مَ نِ ] (ع اِ) جِ مانعة. (ناظم الاطباء) (یادداشت مؤلف). || جِ مانع. (اقرب الموارد) (یادداشت مؤلف). چیزهایی که بازدارند و ممانعت کنند کسی را از کاری و هرآنچه مانع اجرای کاری گردد. (ناظم الاطباء). || عوائق. مشکلات بازدارنده از پیشرفت امور. (از یادداشت مؤلف): خود را به شره در کارهای مخوف اندازد و از موانع آن نپرهیزد. (گلستان). و رجوع به مانع و مانعة شود.
کلمات همقافیه با «موانع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نع» برای سرودن شعر