معنی مواقعت
7 بازدید
[ مُ قَ / قِ عَ ] (از ع، اِمص) جنگ. حرب. جنگ کردن. حرب کردن : پیش از مواقعت و مصادمت او هزیمت عار دارد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۱۴). || آرمیدن با زن. آمیزش. هم بستری. همخوابگی. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به مواقعه شود.
کلمات همقافیه با «مواقعت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عت» برای سرودن شعر