معنی مواعظ
7 بازدید
[ مَ عِ ] (ع اِ) جِ موعظه. پندها و نصیحتها و موعظه ها. (ناظم الاطباء). پندها و نصیحتها. (غیاث) (آنندراج): این کتاب کلیله و دمنه فراهم آوردهٔ علما و براهمهٔ هند است در انواع مواعظ. (کلیله و دمنه). اشارات و مواعظ آن را که در فهرست مصالح دین و دنیاست نمودار سیاست خواص و عوام ساخت. (کلیله و دمنه). آن حکم و مواعظ مهجور مانده بود. (کلیله و دمنه). و رجوع به موعظه شود.
کلمات همقافیه با «مواعظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عظ» برای سرودن شعر