معنی مواثیق
4 بازدید
[ مَ ] (ع اِ) جِ میثاق. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). عهد و پیمانها و استواریها، و این جمع میثاق است که به معنی عهد و پیمان و استواری باشد. (غیاث) (آنندراج): مقدمات عهود و سوالف مواثیق را طلیعهٔ آن کرده. (کلیله و دمنه). شتر... عهود و مواثیق شیر پیش خاطر آورد. (کلیله و دمنه). میان ایشان برای اتحاد ذات البین و موافقت جانبین و خلوص وداد و قیام به جواب اعدا و اضداد، مواثیق مؤکد گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۲۵). میان ایشان مواثیق و عهود مؤکد رفت و اتحادی صادق ظاهر شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۷۸). او را مستظهر گردانید به مواثیق و عهود... (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۶۵). بدین عهود و مواثیق و شروط و پیمان به پسران خود وصیت کنم. (ترجمهٔ تاریخ قم ص ۲۵۱). و رجوع به میثاق شود. || جِ موثق. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). رجوع به موثق شود.
کلمات همقافیه با «مواثیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر