معنی مهچهره
5 بازدید
[ مَ هْ چِ رَ / رِ ] (ص مرکب) ماه چهره. با رخساری چون ماه. زیباروی : بدو گفتم که ای مه چهره مگذار که از گلزار تو ریحان برآید.عطار. بگیر طرهٔ مه چهره ای و قصه مخوان که سعد و نحس ز تأثیر زهره و زحل است. حافظ.
کلمات همقافیه با «مهچهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر