معنی مهچه
6 بازدید
[ مَ چَ / چِ ] (اِ مصغر) مصغر ماه. ماه کوچک. (ناظم الاطباء). مخفف ماهچه. (غیاث اللغات). هلال. (یادداشت مؤلف). || سر علم و آن چیزی باشد از طلا و نقره و غیره مدور و صیقل زده که بر سر علم فوج نصب نمایند. (از برهان قاطع) (از غیاث اللغات) (از آنندراج). قپهٔ گرد و صیقلی که از طلا و نقره و جز آن سازند و بر سر علم نصب کنند. (ناظم الاطباء). ماهچهٔ رایت. (انجمن آرا). || کلوچهٔ خیمه را گویند و آن تخته ای باشد سوراخ دار که بر سر چوب خیمه بند کنند. (برهان قاطع) (از آنندراج). کماچهٔ چادر و خیمه. (ناظم الاطباء). کلیچهٔ خیمه. (انجمن آرا): مهچهٔ خیمهٔ تو جرم قمر نوبتی تو چرخ اعلا باد. شرف الدین شفروه (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مهچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر