معنی مهمة
7 بازدید
[ مَ هَ مْ مَ ] (ع مص) هم. مهمت. اندوهگین کردن کار کسی را. || گداختن بیماری تن را و لاغر کردن. || در خواب کردن کودک را به آواز. (منتهی الارب). طفل را با آواز لالائی خواباندن. || گداختن پیه. || شیر دوشیدن. || رنجور گردانیدن بسیاری شیر ناقه را. || آهنگ کردن؛ قوله تعالی:{/Bوَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِهََا۱-۷۱۲:۲۴/}. (منتهی الارب).[ مُ هِ مْ مَ ] (ع ص) تأنیث مهم. ج، مهمات. در اندوه اندازنده. || مجازاً ضروری، چرا که کار ضروری آدمی را در اندوه و غم می اندازد. (غیاث). رجوع به مهم شود.
کلمات همقافیه با «مهمة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر