معنی مهمان‌کش

معنی مهمان‌کش

4 بازدید
[ مِ کُ ] (نف مرکب) کشندهٔ مهمان. که مهمان را از میان بردارد و بکشد. قاتل الضیف. - مسجد مهمان کش؛ نام مسجد افسانه ای به ری که هر که شب در او می خفت می مرد. و در مثنوی مولوی بدان اشارت رفته است : یک حکایت گوش کن ای نیک پی مسجدی بد برکنار شهر ری هیچکس در وی نخفتستی ز بیم که نه فرزندش شدی آن شب یتیم هرکه در وی بی خبر چون کور رفت صبحدم چون اختران در گور رفت خویشتن را نیک از این آگاه کن صبح آمد خواب را کوتاه کن هر کسی گفتی که پریانند تند اندر آن مهمان کشان با تیغ کند... مثنوی (دفتر سوم).

کلمات هم‌قافیه با «مهمان‌کش»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کش» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید