معنی مهمانکده
6 بازدید
[ مِ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) مهمانخانه. مهمان سرای : روز از سر ره رحیل کرده مهمانکده ها سبیل کرده. خاقانی (تحفةالعراقین ص ۳۱). سرای جهان کیست مهمانکده که جودش درو میهمان آمده.ابوطالب کلیم.
کلمات همقافیه با «مهمانکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر