معنی مهمانپرستی
10 بازدید
[ مِ مامْ پَ رَ ] (حامص مرکب) عمل مهمان پرست : کمربندد و چرب دستی کند بصد مهر مهمان پرستی کند.نظامی. در این آرزو هیچ بیغاره نیست ز مهمان پرستی مرا چاره نیست.نظامی.
کلمات همقافیه با «مهمانپرستی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر