معنی مهلل
5 بازدید
[ مُ هَ لْ لِ ] (ع ص) تهلیل کننده یعنی کلمهٔ لااله الاّ اللََّه خواننده. (از غیاث). گویندهٔ لااله الااللََّه : گفت فرمان حکمت فرمان بخوان تا مهلل گردم آن را من به جان.مولوی. رجوع به تهلیل شود.[ مُ هَ لْ لَ ] (ع ص) متقوس. (اقرب الموارد). مطلق خمیده و منحنی و قوسی و هلالی شکل. چنبری. مانند هلال منحنی. حاجب مهلل؛ ابرویی مانندهٔ ماه نو. (مهذب الاسماء). || شتر لاغر خمیده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مهللة. || منقوش به صورتهای هلال. دارای نقش هلال : شمس گردون بگسترد به طلوع بر زمین از زر طلی مفرش تا مهلل کنی بساط ورا به خم نعل ادهم و ابرش.سوزنی.
کلمات همقافیه با «مهلل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لل» برای سرودن شعر