معنی مهطع
5 بازدید
[ مُ طِ ] (ع ص) آن که بنگرد به فروتنی و خواری و برنگیرد چشم را از آن. || خاموش رونده به سوی کسی که آواز دهد وی را و بخواند. || بعیر مهطع؛ شتر راست گردن به سرشت. (منتهی الارب). || شتابان. مسرع. شتابنده. مهطعین، شتابندگان. شتاب زدگان : {/Bمُهْطِعِینَ مُقْنِعِی رُؤُسِهِمْ لاََ یَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ طَرْفُهُمْ وَ أَفْئِدَتُهُمْ هَوََاءٌ. ۱-۱۰۱۴:۴۳/}(قرآن ۱۴/۴۳)؛ شتابندگان باشند بردارندگان سرهاشان را برنمی گردد به سوی آنها دیدهٔ آنها و دلهاشان تهی از فهم است. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
کلمات همقافیه با «مهطع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «طع» برای سرودن شعر