معنی مهشم
5 بازدید
[ مُ هَشْ شِ ] (اِخ) ابن عتبةبن ربیعة، خال معاویه. رجوع به ابوهاشم (ابن عتبة...) در ردیف خود شود.
کلمات همقافیه با «مهشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر