معنی مهشت
4 بازدید
[ مِ / مَ هِ ] (ص عالی) مهست. رجوع به مهست شود. - دبیران مهشت؛ رئیس دبیران. - || لقبی به روزگار ساسانیان رئیس دیوان رسالت را.
کلمات همقافیه با «مهشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر