معنی مهست
7 بازدید
[ مَ هَ / مَ هِ ] (ص) سنگین و گران. (برهان) (آنندراج). || (ص عالی) مهترین. بزرگترین : ز شاه سرافراز و خورشید چهر مهست و به کامش گرایان سپهر.فردوسی. نخستین سرنامه گفت از مهست شهنشاه کسرای یزدان پرست.فردوسی. به عنوانش بنوشت شاه مهست جهاندار بهرام یزدان پرست.فردوسی.
کلمات همقافیه با «مهست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر