معنی مهزوم
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص) لشکر شکست داده شده و جدا کرده شده از قبیلهٔ خود. (ناظم الاطباء): {/Bأَمْ لَهُمْ مُلْکُ اَلسَّمََاوََاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مََا بَیْنَهُمََا فَلْیَرْتَقُوا فِی اَلْأَسْبََابِ `جُنْدٌ مََا هُنََالِکَ مَهْزُومٌ مِنَ اَلْأَحْزََابِ . ۱-۱۸۳۸:۱۰-۱۱/}(قرآن ۳۸/۱۰ و ۱۱)؛ آیا آنها راست پادشاهی آسمانها و زمین و آنچه میان آنهاست پس باید بالا روند از چیزی که سبب بالا رفتن است لشکرها زبون از موضع بدر شکسته شده از آن گروه. (تفسیر ابوالفتوح رازی).
کلمات همقافیه با «مهزوم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وم» برای سرودن شعر