معنی واژه مهرقان
5 بازدید
[ مُ رُ / مَ رَ / مُ رَ ] (ع اِ) دریا یا جای که آب روان گردد در وی. (منتهی الارب). ساحل البحر. (اقرب الموارد).[ مُ رُ ] (اِخ) شهری است به ساحل بحر بصره، معرب ماهی رویان. (منتهی الارب، مادهٔ هرق). شهری به ساحل دریای بصره، معرب ماهی رویان. (فیروزآبادی). معرب است و اصل آن ماهی رویان است. (از المعرب جوالیقی). رجوع به ماهی رویان شود.[ مَ رُ ] (اِخ) یکی از قریه های ری. (از معجم البلدان) (از الانساب سمعانی).