معنی واژه مهرداری
4 بازدید
[ مُ ] (حامص مرکب) عمل مهردار. شغل مهردار: در بعضی ایام به دستوری که معمول است شغل مهرداری بدون تیول داده شده. (تذکرةالملوک ص ۲۵). شغل مهرداری در قدیم الایام آن بوده که ارقام وزارتها و استیفاها و کلانترها... و غیره را بعد از ثبت دفاتر به مهر همایون... مهر می نموده. (تذکرةالملوک ص ۲۵). در این ایام مهرداری مهر همایون را قبلهٔ عالم به دستور سابق به مقرب الخاقان اللََّه دادبیک شفقت فرموده اند. (تذکرةالملوک ص ۲۵).