معنی مهرجوئی
7 بازدید
[ مِ ] (حامص مرکب) جستن مهر. طلب محبت. دوستی خواهی. شفقت جویی : چه جوئی مهر کین جوئی که با او حدیث مهرجوئی درنگیرد.خاقانی. || دوستی و عشق و محبت طلبی : چون صبح ز روی تازه روئی می کرد نشاط مهرجوئی.نظامی.
کلمات همقافیه با «مهرجوئی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئی» برای سرودن شعر