معنی مهرانی
5 بازدید
[ مِ ] (ص نسبی) قسمی از تراش و اندام قلم. (نوروزنامه ص ۹۴).[ مِ ] (اِخ) ابوالقاسم. رجوع به ابوالقاسم مهرانی شود.[ مِ ] (اِخ) از طوایف کرد. مهرانیه. رجوع به مهرانیه شود.
کلمات همقافیه با «مهرانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر