معنی مهرانگیز
12 بازدید
[ مِ اَ ] (نف مرکب) انگیزندهٔ مهر و محبت. انگیزندهٔ شوق و دوستی : گفتی افسانه های مهرانگیز که کند گرم شهوتان را تیز. نظامی (هفت پیکر ص ۱۴). سوی خرگاه راند مرکب تیز دید پیری چو صبح مهرانگیز.نظامی. حکایتهای مهرانگیز میگفت که بر بانگ حکایت خوش توان خفت. نظامی.
کلمات همقافیه با «مهرانگیز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یز» برای سرودن شعر