معنی مهرا
8 بازدید
[ مُ هَ رْ را ] (از ع، ص) مُهَرَّأ. نعت مفعولی از مصدر تهرئة به معنی نیک پختن گوشت و جز آن. (منتهی الارب). نیک پخته و مضمحل گردیده. (جهانگیری) (برهان). نیک پخته شده، ای (یعنی) چیزی که در آب به گرمی آتش خوب پخته شده ملایم گردد. (غیاث). گوشت نرم پخته که از استخوان جدا شده باشد. مثل هریسه شده (گوشت). مُهَرَّأ. (مهذب الاسماء): گشته ز انگشت آفرازهٔ دوزخ نیمه تن او کباب و نیمه مهرا.سوزنی. و رجوع به مهرأ شود. - مهرا شدن؛ نیک پخته شدن گوشت. هریسه شدن : اصلاح او [ گوشت گاو کوهی ] آن است که بپزند چندانکه مهرا شود... (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). پاکیزه به آتش نرم می باید پخت تا مهرا شود و گوشت از استخوان جدا گردد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). انجیر خشک را بپزند تا مهرا شود و آب او میدهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).[ مِ ] (اِخ) نام والی کابل است که رستم از دختر او تولد یافت. (برهان) (جهانگیری). اما صحیح کلمه مهراب است. رجوع به مهراب شود.[ ] (اِخ) شهرکی است به ناحیت پارس از حدود گور، بسیارنعمت و آبادان و با آبهای روان. (حدود العالم چ دانشگاه ص ۱۳۲).
کلمات همقافیه با «مهرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر