معنی مهدی علوی

معنی مهدی علوی

5 بازدید
[ مَ یِ عَ لَ ] (اِخ) حاکم قلعهٔ الموت قبل از حسن صباح. (حبیب السیر چ طهران ج ۱ ص ۳۶۳).
[ مَ یِ عَ لَ ] (اِخ) شمس الدین، احمدبن یحیی بن فضل. از سلالهٔ الهادی الی الحق. پیشوای زیدیه در یمن بود. در هنگام ضعف حکومت رسولیون دعوت آشکار کرد. عدهٔ کثیری به گرد وی جمع شدند. کوههای صنعا را مقر خود کرد تا ۹۴۳ هـ . ق. که درگذشت. (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۸۴). و رجوع به هادی الی الحق شود.

کلمات هم‌قافیه با «مهدی علوی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید