معنی مهدی رازی
5 بازدید
[ مَ یِ ] (اِخ) سیدمهدی فرزند میرزا غیاث عرب نسابهٔ طباطبائی. از شاعران قرن یازدهم است. در شیراز تحصیل کرد و سپس به اصفهان رفت. از اوست: دم مسیح چمن در هوای بوی تو بود که غنچه سربه گریبان جستجوی تو بود هنوز حیرت امکان در عدم می زد که عکس روی تو آیینه دار روی تو بود. (از تذکرهٔ نصرآبادی صص ۱۶۳-۱۶۴) (از فرهنگ سخنوران).
کلمات همقافیه با «مهدی رازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر