معنی مهدی خالصی

معنی مهدی خالصی

6 بازدید
[ مَ یِ لِ ] (اِخ) (حاجی شیخ...) از علمای شیعهٔ ساکن عراق بود که پس از جنگ بین الملل اول در ژوئن ۱۹۲۳ م. دولت عراق او را با عده ای از علما تبعید کرد. خالصی ابتدا به سفر حج رفت و سپس به ایران آمد. و پس از واقعهٔ قتل ایمبری کنسول امریکا به مشهد رفت و در ۱۳۴۳ هـ . ق. / ۱۹۲۵ م. در سن ۶۶سالگی در آن شهر درگذشت. (از وفیات معاصرین به قلم محمد قزوینی، مجلهٔ یادگار سال سوم شمارهٔ پنجم).

کلمات هم‌قافیه با «مهدی خالصی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید