معنی مهجرة
6 بازدید
[ مُ جِ رَ ] (ع ص) ماده شتر فربه خوش سیر که در رفتار و فربهی فزون باشد: ناقة مهجرة. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). || خرمابن بس دراز و گسترده شاخ: نخلة مهجرة. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مَ جَ رَ ] (اِخ) شهری است در اول اعمال یمن. میان آن تا صعدة بیست فرسنگ است. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «مهجرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر