معنی مهجد
5 بازدید
[ مُ جِ ] (ع ص) شب خسبنده. (آنندراج). خوابیده. (ناظم الاطباء). || خواباننده. || خفته یابنده کسی را. (آنندراج). و رجوع به اهجاد شود.
کلمات همقافیه با «مهجد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جد» برای سرودن شعر