معنی مهجبین
7 بازدید
[ مَ هْ جَ ] (ص مرکب) آنکه پیشانی وی مانند ماه تابان باشد. (ناظم الاطباء). آنکه پیشانی سپید و درخشان و دلکش دارد. ماه جبین. (یادداشت مؤلف): دانم که مه جبینی ای آسمان شکن اما ندانم آنکه چه لشکر شکسته ای. خاقانی. شراب لعل کش و روی مه جبینان بین خلاف مذهب آنان جمال اینان بین.حافظ.
کلمات همقافیه با «مهجبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر