معنی مهترین
6 بازدید
[ مِ تَ ] (ص عالی) بزرگترین. بزرگتر از همه : به نزد پدر دختر ارچند دوست بتر دشمن و مهترین ننگش اوست.اسدی. آغاز مشاورت از دستور مهترین نمود. (مرزبان نامه).
کلمات همقافیه با «مهترین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر