معنی مهتابگون
7 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) مانند مهتاب. || آن که چهرهٔ وی مانند مهتاب تابان باشد. (ناظم الاطباء): زآن می عنابگون، در قدح آبگون ساقی مهتابگون ترکی حورانژاد.منوچهری.
کلمات همقافیه با «مهتابگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر