معنی واژه مهانة
2 بازدید
[ مَ نَ ] (ع مص) مهانت. خوار گردیدن. (از منتهی الارب). خوار و حقیر شدن. (از اقرب الموارد) (از تاج المصادر بیهقی) (مصادر زوزنی). || ضعیف و مسکین شدن. (از اقرب الموارد). || (اِمص) رسوایی و خواری. (ناظم الاطباء) (آنندراج). || سستی و ضعف. || سبک داشت. (ناظم الاطباء).