معنی واژه مهارش
4 بازدید
[ مُ رِ ] (ع ص) آنکه سگان یا مردمان را بر یکدیگر برمی انگیزاند. (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برآغالاننده سگان را بر یکدیگر. (از منتهی الارب). || فرس مهارش العنان؛ اسب سبک عنان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ مُ رِ ] (اِخ) ابن المجلی (۴۲۰-۴۹۹ هـ . ق. / ۱۰۲۹-۱۱۰۵ م.). از احفاد مهنا العقیلی، امیر حدیثه بود. به ادب معرفت داشت و شعر می گفت. با پسرعم خود قریش بن بدران در فتنهٔ بساسیری در بغداد شرکت داشت. (از اعلام زرکلی ج ۸ ص ۲۵۴). و رجوع به بساسیری شود.