معنی واژه مهادنه
3 بازدید
[ مُ دَ / دِ نَ / نِ ] (از ع، اِمص) آشتی. صلح. هدنه. (یادداشت مؤلف): مهادنه با این مناجس دور باشد و لایق عزت اسلام نیاید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). از جانبین صلاح در مصالحت دیدند ظاهراً مهادنه در هم پیوستند. (جهانگشای جوینی). و رجوع به مهادنت شود. || (اصطلاح فقه) قرارداد صلح موقت.