معنی واژه مهادنت
4 بازدید
[ مُ دَ / دِ نَ ] (از ع، اِمص) مهادنة. آشتی کردن و صلح نمودن با همدیگر: با سلطان طریق مهادات و مهادنت پیش گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۹۲). در میان این ایلک خان با قبایل و خیول ترکستان به اعالی ماوراءالنهر رسید و ناصرالدین رسول فرستاد و کلمهٔ مصالحت و مسألهٔ مهادنت از سر گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). رجوع به مهادنة شود.