معنی واژه مهاجرت
11 بازدید
[ مُ جَ / جِ رَ ] (از ع، اِمص) ترک کردن دوستان و خویشان و خارج شدن از نزد ایشان یا فرار از ولایتی به ولایت دیگر از ظلم و تعدی. (ناظم الاطباء). بریدن از جایی به دوستی جایی دیگر. (یادداشت مؤلف). ترک دیار گفتن و در مکان دیگر اقامت کردن. مهاجرة. - مهاجرت کردن؛ هجرت کردن. کوچ کردن. || مفارقت. جدائی. (از ناظم الاطباء).