معنی منگو
7 بازدید
[ مُ ] (اِخ) ییسو... یکی از چهار پسر جغتای بن چنگیز که از ۶۴۵ تا ۶۵۰ هـ . ق. در ماوراءالنهر حکومت داشت. رجوع به تاریخ طبقات سلاطین اسلام ص ۲۱۴ و ۲۱۵ و نمودار خاندان جغتای (ماقبل ص ۲۱۷) شود.[ مُ ] (اِخ) پسر تولی بن چنگیز، اولین قاآن از خاندان تولی که به سال ۶۴۶ هـ . ق. به تخت قاآنی نشست و در سال ۶۵۷ وفات یافت. رجوع به تاریخ سلاطین اسلام صص ۱۸۶-۱۸۷ شود.
کلمات همقافیه با «منگو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گو» برای سرودن شعر